فیلم مبتذل اخراجی ها یک فیلم لمپنی بود که به نظرم حدیث زندگی خود ده نمکی و یارانش در جریان جنگ و بعد از انقلاب است .در طول فیلم مدام گذشته این فرد می آمد تو ذهنم .

جریان 18 تیر . فیلم جهت دار و بی ارزش قساد و فحشا . مقالاتش و...

ده نمکی در اخراجی ها از یک طنز بی مایه استفاده می کنه و تغییرات  افرادی را مورد توجه قرار می دهد که هیچ گاه در آن محیط و در آن زمان کم و در آن شرایط  این چنین متحول نمی شوند.

در کل می تونم بگم استفاده از این اجزا برای خندان مردم در کنار زست مدافع ارزش های جنگ بودن ده نمکی ترکیبی بسیار بی ربط و شرم اور است .

اما نکته مهم و قابل توجه و بیشتر ازهمه قابل تحسین در این فیلم استفاده ابزاری ده نمکی از دوربین بجای چماق همیشگی اوست!!

این پیشرفت برای فردی با این سابقه درخشان مایه تعجب و تحسین است!




نویسنده : الهام ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٦



 موسوي هاشمي خاتمي ! جشن هسته ايتان مبارك.

 

متني از ابراهيم شباهنگ




نویسنده : الهام ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦



خیال دلکش پرواز در طراوت ابر

به خواب می ماند.

پرنده در قفس خویش خواب می بیند.

 

پرنده در قفس خویش

به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد .

 

پرنده می داند

که باد بی نفس است

و باغ تصویری است.

پرنده در قفس خویش خواب می بیند.

   تهران ۱۳۵۰

   ه.ا.سایه




نویسنده : الهام ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦


 

متاسفانه این یادداشت علی رغم ثبت شدن در صفحه مدیریت یادداشت ها در صفحه اصلی وبلاگ نمایش داده نشده!!!

باشگاه فیلم آخرین دوشنبه سال 85 را به نمایش فیلم " باز هم سیب داری؟ "  به کارگردانی بایرام فضلی و با بازی آقای ذبیح الله افشاری و خانم لیلا موسوی اختصاص داد.فیلمی که به نوعی از نظر اکثر تماشاگران یادآور فیلم " مغول ها " از کیمیایی است .

یک قصه پیچیده  سیاسی اجتماعی و به فرم کاملا نا مانوس و نا متعارف گاهی فانتزی و  کاریکاتور ی  که ممکن است به اشتباه احساس کنید در حال دیدن یک فیلم کودکانه هستید .

داستان بیانگر جماعتی است که بدون فکر و تنها برای زنده ماندن تن به هر کاری که حکومت می گوید می دهند . بی فکری این جماعت تا به حدی است که هنگام مبارزه هم نمود پیدا می کند و جمله اصلی آنها برای مبارزه  " خاک بر سرمان اگر فرار کنیم " است .

این مردم به صورتهای مختلفی زندگی می کنند  , فریب داده می شوند و مورد تجاوز داس داران قرار

می گیرند .این داس داران هر جا که نتوانند با مردم کنار بیایند آنها را سر به نیست می کنند.

در کل داستان طنزی است که  در نهایت جدی بودن متن و مفهوم حرکات است .این طنز هیچ جا به تنهایی بکار نرفته و همواره کنار این حس طنز احساس دیگری هم هست مانند احساس یک حرکت نا بجا یا ترس یا چندش ...   وجود دو احساس متضاد

نکته مهم دیگری که توجه بیننده را به خود جلب می کند گرسنگی همیشگی شخصیت اول فیلم است که بیانگر نیاز ابتدایی و برطرف نشده فردی است که رهبری جنبشی را به عهده می گیرد که منجر به شکسته بزرگی می شود .

 

ترجیح میدهم قبل از این که مطلب بیشتری در مورد این فیلم بنویسم دوباره آن را ببینم!




نویسنده : الهام ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٦