مرا بسوزانید
    
    و خاکسترم را
    
    بر آب های رهای دریا بر افشانید
    
    نه در برکه
    
    نه در رود
    
    که خسته شدم از کرانه های سنگواره
    
    و از مرزهای مسدود


 

ژاله اصفهانی




نویسنده : الهام ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦


 

در روزهای آخر اسفند،
در نیم‌روز روشن،
وقتی‌ بنفشه‌ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند
جوی هزار زمزمه‌ی درد و انتظار
در سینه می‌خروشد و بر گونه‌ها روان.

ای کاش آدمی،
وطن‌اش را هم‌چون بنفشه‌ها
می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست!

*

در روشنایی باران،
در آفتاب پاک،
در روزهای آخر اسفند،
در نیم‌روز روشن،
وقتی‌ بنفشه‌ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند
جوی هزار زمزمه‌ی درد و انتظار
در سینه می‌خروشد و بر گونه‌ها روان.

ای کاش آدمی،
وطن‌اش را هم‌چون بنفشه‌ها
می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست!
 


نویسنده : الهام ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦


 

   

    می دود آسمان / می دود ابر
    
    می دود دره و می دود کوه / می دود جنگل سبز انبوه
    
    می دود رود / می دود نهر
    
    می دود دهکده / می دود شهر
    
    می دود، می دود دشت و صحرا / می دود موج و مهواره و ماه
    
    می دود زندگی خواه و ناخواه / من چرا گوشه ای می نشینم
    
    می دود موج بی تاب دریا / می دود خون گلرنگ رگ ها
    
    می دود فکر / می دود عمر
    
    می دود می دود می دود راه
ژاله اصفهانی

 




نویسنده : الهام ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦



مطلب زیر را هم آشنایی در وبلاگش نوشته. به نظرم جالب آمد برایتان می فرستم.

 

من چرا؟

  

دیر دارم می نویسم شاید. پیش از این زودتر می نوشتم.


من در انتخابات آینده شرکت می کنم. و از آن جایی که رأی ما مخفیست مگر خود از این حق بگذریم و آشکارش کنیم می گویم که به فهرست ائتلاف اصلاح طلبان رأی خواهم داد.
و همین جا ثبت می کنم که یادم بماند و یاد شما نیز که جز اندکی از داوطلبان بیشتری را نمی شناسم. خیال تحقیق و گلچین کردن از میان فهرست ها را هم ندارم. من به یاران خاتمی رأی می دهم بی امیدی به تغییری شگرف. و این اسامی را  نه از میان بد و بدتر که از میان کاندیداهایی برگزیده ام که نوع تفکرشان نشان داده است به حداقلی از خواسته های من احترام می گذارند. می دانم که این فهرست می توانست با کمی مثبت اندیشی جور دیگری باشد اما حالا که نیست هیچ تمایلی به از دست دادن همین برگه ی رأی ندارم. من به تفکر اصلاح طلبی رأی می دهم بی آنکه از یاد برده باشم در دوران هشت ساله اصلاح طلبان کاستی های ایشان و ما چه بود و چقدر بود. به روش فرهنگی مدیران اصلاح طلب رأی می دهم بی آنکه چشم بر واقعیت ها بسته باشم.


من همین جا ثبت می کنم که تا آن زمان که به عنوان شهروند این جامعه بر  مشکلات و عقب ماندگی های شخصی خودم غالب نشوم مطالباتم را آنقدر بالا نخواهم برد که در انتخاباتی حتی چنین مظلومانه نماینده ای نیابم.


من به یاران خاتمی رأی می دهم تا باز به خودم یادآوری کنم مسئله ام چیست حقم کجاست و وظیفه ام به چه میزان. من به در معرض نقد گذاشتن خویشتن رأی می دهم.
   


نویسنده : الهام ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦


 

خیلی نسبت به اینجا بی تفاوت شدم . این مدت اصلا به یاد سکوت کوچک خودم نبودم. خیلی ناراحتم. الهام اینجا همون جایی که هر وقت دلت میگرفت میومدی. حالا فراموشش کردی؟

قرار بود اونور فقط یه دفتر چه باشه واسه توضیحات بیشتر نه این که بشه جای اصلی....

باید دوباره برگردم سر جای اصلیم.

ان شا الله به زودی




نویسنده : الهام ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦



زندگی اصلا به کام نیست و من اصلا روبراه نیستم. همه اتفاقات بد یه دفعه با هم سرمون میاد!
باز خدا رو شکر !
اوضاع میتونست بدتر از این باشه....


نویسنده : الهام ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦